خرید بک لینک

خوب که فکر کنى

میبینى

آنروزها هم، هیچ چیزمان به هم نمیخورد..

مگر حالمان

از هم..!

آدم برفى نبودم که به پایت یک شبه آب شوم..

من؛

مو به مو سفید شدم..

من خیلی وقته کارت قرمز گرفتم فقط دارم اروم اروم زمین

رو ترک میکنم

واسه وقت کشی …

قرارمان همان جای همیشگی

فقط این بار توهم بیا

قرارمان همان جای همیشگی

فقط این بار توهم بیا

مدتهاست ک بی دلیل ترکم کرده ای..

نمیدانم دلت از من سرد شد

یاسرت جایی گرم شد

مدتهاست ک بی دلیل ترکم کرده ای..

نمیدانم دلت از من سرد شد

یاسرت جایی گرم شد

 

کبریتی دستم را سوزاند که، رویش نوشته بود “بی خطر

به من گفت برو گورت را گم کن… و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من میگردد!

کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی میگفتی:

”زبانم لال”!

به من گفت برو گورت را گم کن… و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من میگردد!

کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی میگفتی:

”زبانم لال”!

گفته بودم بادلم بازی نکن… ببین خرابش کردى!

دیگرعاشق نمیشود.

خدارا شکر کودکی ام تو نداشت،

تا بتوان گاهی

پناه برد ب خاطرات کودکی از دست تو

نمى آیی ببینى که با رفتنت ،

با تمام زنانگى ام چه مردانه کنار آمده ام…

سالهاست که بر چوبه دارزندگی آویزانم

افسوس که ازکشیدن صندلی خبری نیست!

عکس تو…. برعکس تو…. مدام در اغوش من است

خدایا بت بود،

”بت شکن” فرستادی… من پر از بغضم،

”بغض شکن” هم داری؟!!!

ب بعضی ها آنقدر بها میدی

که یه روز خودتم دیگه

نمی تونی بخریش..

 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1391 ساعت: 13:15

صفحه بندی